تبليغاتX
ܓܨܓلوتی دست خوشܓܨܓ

ܓܨܓلوتی دست خوشܓܨܓ

برای چی‌ گریه کنم؟ برای اونکه رفته؟

یخورده ناراحت میشم،اونم فقط یه هفته


 

خیال میکرد اگه بره،من خودمو می‌بازم

بده ۲روز با گل میاد بالا سر جنازم


 

خیال میکرد اگه بره من یه شب پیر میشم

یا اینکه از زندگی‌ بدون اون سیر میشم


 

برای چی‌ گریه کنم؟ دنیامگه چی‌ داره؟

خیال بکن خدا داره سر به سرت میذاره


 

دنیا همش ۳،۴روز،تازه اونم می‌گذره

یه روز اگه شادی باشه یه روز با غم می‌گذره


 

رفتی‌ ولی‌ شکر خدا زندگیمون می‌گذره

با اون گذشته بود حالا بدون اون می‌گذره


 

نمی‌دونست اگه بره هیچی‌ عوض نمی‌شه

تو این زمونه هرکسی دنباله زندگیشه

+نوشته شده در 90/08/26ساعت3 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

حسّی به من میگه برمیگردی باز پیش من

حالا که میری برو راحت ، راحت دل‌ بکن

 

میری و ذهنت منو اسون از یاد میبره

روزا بدون تو برام سخت می‌گذره

 

شک دارم به اینکه تو عاشقم بودی همیشه

شک داشتم به اینکه با من میمونی همیشه 

 

وقتی‌ ازم دوری به چشمات بی‌ اعتمادم

شک دارم به اینکه هنوزم باشی‌ به یادم

شک دارم به اینکه تو عاشقم بودی همیشه

 

شک داشتم به اینکه با من میمونی همیشه

وقتی‌ ازم دوری به چشمات بی‌ اعتمادم

شک دارم به اینکه هنوزم باشی‌ به یادم

 

:: تو بخند اما من نباشم با غم غریبی

بخند با این خندههات واسم عجیبی‌

 

 خیلی‌ راحت خط زدی نوشته هامو

بگو تو دلت کی‌ بعد من گرفته جامو

 

که یادت رفته همه گذشته هارو

لعنت به من ک خوشیام گذشته با تو ،

 

لعنت به عشقی‌ که من پای تو ریختم

توری خورد شدم که نمی‌دیدم خوابشو هیچوقت

 

روز اول دلمو دزدیدی ازم

حالا ۲ دستی‌  عشقمو هل میدی عقب

 

ای کاش می‌فهمیدم که دروغه قصه

تو دلت جای دیگه  بود از شروع قصه

 

،واسه اومدنت نگامو به رات دوختم

 کنار تو موندمو به پات سوختم

 

امیر ازت یه دنیا نازو عشورو خرید

ولی‌ تو چشمات هیچوقت عشقمو ندید

 

شک دارم به اینکه تو عاشقم بودی همیشه

شک داشتم به اینکه با من میمونی همیشه

وقتی‌ ازم دوری به چشمات بی‌ اعتمادم

شک دارم به اینکه هنوزم باشی‌ به یادم

 

دیگه همه چی‌ تمومه از دنیات میرم

چشام ازت سیره نگامو از تو میگیرم

 

همون اول تو دلم کردی خونه

با نگات

نمیدونستم تکیه دادم به شونه‌های باد 

حالا واست غریبم

من همون امیرم که یه دنیا عشق از خدا واست خریدم

 

تا وقتی‌ بودی آسمونه آبی رو داشتم

 تو رفتیو منم این بازی رو باختم   

 

تو لبخند بزن شاید حق با توئه

شاید من  بد بودم و تو شاکی‌ از دست من

تو راحت باش شاید من کم بودم واست

 

برو مثل همه  اونایی که بد بودن با من

منم همونی که میزد همه حرفاشو بت

 حالا شوقی ندارم بکنم دستاتو حس

 

تو بخند از این خندهات من ساده رد میشم

حالا که تشنهٔ عشقی‌ من با تو بد میشم

 

شک دارم به این که تو عاشقم بودی

همیشه

شک داشتم به این که با من میمونی

همیشه

وقتی‌ ازم دوری به چشمات بی‌ اعتمادم

شک دارم به اینکه هنوزم باشی‌ به یادم

+نوشته شده در 90/08/21ساعت12 PMتوسط شمع مشکی‌ | |

دفتری بود که گاهی من و تو


می نوشتیم در آن


از غم و شادی و رویاهامان


از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم


من نوشتم از تو:


که اگر با تو قرارم باشد


تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد


که اگر دل به دلم بسپاری


و اگر همسفر من گردی


من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال


تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!


تو نوشتی از من:


من که تنها بودم با تو شاعر گشتم


با تو گریه کردم


با تو خندیدم و رفتم تا عشق


نازنیم ای یار


من نوشتم هر بار


با تو خوشبخت‌ترین انسانم...


ولی افسوس


مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!

+نوشته شده در 90/04/06ساعت10 AMتوسط شمع مشکی‌ | |


مثل يك بارگران بر دوشم


مثل باران شديدي كه دلت مي گيرد


مثل احساس كبوتر كه رهايي خواهد


مثل يك مسافر سر در گم


مثل يك لحظه كه انگار نفس مي گيرد


مثل تنهايي فردي در جمع


مثل ويراني دل


مثل رگبار دعا بر لبها


كه ندارد حاصل


مثل آن لحظه كه در مي يابي


كه چقدر تنهائي


و چقدر دلگير است


طعم آن غربت با خود بودن


و چه مظلومانه،


از خدا مي خواهي


آنچه در قلب تو،


مي جوشد


و صداي


حافظ


ماندگار است در خلوت من


من و او


و خدا


و تمام لحظات با هم


گله و اشك و دعا


و اميد


و دل ساده من

+نوشته شده در 90/03/20ساعت7 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

شب آرامی بود


می روم در ایوان، تا بپرسم از خود


زندگی یعنی چه؟


مادرم سینی چایی در دست


گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من


خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا


لب پاشویه نشست


پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد


شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین


با خودم می گفتم :


زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست


زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست


رود دنیا جاریست


+نوشته شده در 90/03/16ساعت7 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست



احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست



دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست



باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست



پاشو بیا کمی بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست



من را ببوس تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست



دنیا سر جدایی ما شرط بسته است
اما دعای شوم کسی مستجاب نیست... 

+نوشته شده در 90/03/11ساعت7 PMتوسط شمع مشکی‌ | |

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم


امروز هم گذشت


با مرور خاطرات دیروز


با غم نبودنت..و سکوتی سنگین


و من شتابان در پی زمان بی هدف


فقط میروم ..فقط میدوم


یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما


گرمی مهر تو را میخواهند


غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند


میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی


صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی


فقط صدایی مبهم


قول داده بودی برایم سیب بیاوری


سیب سرخ خورشید


سیب سرخ امید


یادت هست؟؟؟


و رفتی و خورشید را هم بردی


و من در این کوچه های تنگ و تاریک


سرگردانم و منتظر


برگی از زندگی ام را ورق میزنم


امروز به پایان دفترم نزدیکم


+نوشته شده در 90/03/11ساعت0 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت


پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟


بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست


چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند


همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد


من که در تردیدم تو چطور؟


نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت


گفته بود آن شاعر :


هر که خود تربیت خود نکند حیوان است


آدم آنست که او را پدر ومادر نیســـــــــت


من به آمار،به این جمــــــــــــــــــــــــــــع


و به این سطح  که گویند پر  از آدمهاست


مشکوکم   


نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت


من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم


چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟


من که می گویم نیست


گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست


یا که رنجور و غریــــــــــــــــب


خسته ومانده ودر مانده براه


پای در بند و اســـــــــــــــــــیر


سرنگون مانده به چــــــــــاه


خسته وچشــــــــــــم به راه


تا که یک آدم از آنچا برسد


همه آن جا هستــــــــــند


هیچکس آن جا نیست 


وای از تنـــــــــــــــــــــــــها یی


همه آن جا هستـــــــــــــــند


هیج کس آنجا نیســـــــت


هیچکس با او نیســـــــــت


هیچکس هیچکـــــــــــــس


من به آمار زمین مشکوکم


من به آمار زمین مشکوک


چه عجب چیزی گفت


چه شکر حرفی زد


گفت:من تنهایم 


هیچکس اینجا نیست


گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم


اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم


بر لب کلبه ی محصور وجود


من در این خلوت خاموش سکوت


اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم


اگر از هجر تو آهی نکشم


 اندر این تنهایی


به خدا می شکنم به خدا می شکنم


من به آمار زمین شک دارم


چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟


+نوشته شده در 90/03/03ساعت5 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست


آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست


می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد


آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست


می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند


از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است


راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو


تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست


طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود


روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

+نوشته شده در 90/01/28ساعت9 AMتوسط شمع مشکی‌ | |

صبــحـت بـــه خیــر، بـرفی ِ بـاغ ِ انـار من

تنـهــا درخــتِ نیــمـه ی دی، میوه دارِ من

 

پــاشـو بیــــا و پیـرهـنــت را تـکــــان بــده

قـلـب مـــرا بــلـــرز و بـلـرزان، دوتـــار مــن

 

بـگــذار ایــن پـرنـده بـیــفتــد بــه دام تــــو

بـگـذار تـــا غــزال تـــو هـم درحصـــار مـن...

 

دیـگـر چگونــه مـی شود از راه چـاره گفت

وقتـی کــه من دچـــار تــو ام تو دچــار من...

 

من می شوم ستاره ی بخت تو بعد از این

تـو مـی شـوی ستـــاره ی دنبـــاله دار من

 

اصلا تو بعد از این بشو خورشید و ماهِ من

مـن دور تـــــو بـگـردم و تــو در مــدار مــن

 

مـن دور تـو بـگـردم و... من بـــــاز دور تــو ...

دورت بــگــردم ای هـمــــه دار و نـــدار من...

+نوشته شده در 90/01/12ساعت5 AMتوسط شمع مشکی‌ | |